محل تبلیغات شما

زندگى و سیره حضرت زینب سلام الله علیها

ولادت:

حضرت زینب كبرى علیها السلام در روز پنجم جمادى الاولى سال پنجم یا ششم هجرى قمرى در شهر مدینه منوّره متولّد گردیده و جهان را به قدوم خویش مزین فرمودند.
نام زینب
كنیه ام الحسن و ام كلثوم
القاب صدّیقة الصغرى، عصمة الصغرى، ولیة اللّه العظمى، ناموس الكبرى
شریكة الحسین علیهاالسّلام و عالمه غیر معلّمه، فاضله، كامله و .
پدر حضرت امیرالمؤمنین على بن ابیطالب علیه السّلام
مادر حضرت فاطمه زهرا سلام اللّه علیها
همسر عبداللّه فرزند جعفر بن ابیطالب
فرزندان سه پسر به نامهاى على، عون، و جعفر و یك دختر به نام ام كلثوم

پرستاری مادر:

روزهايى بر حضرت فاطمه زهرا (س) گذشت كه بر اساس دردهاى فراوان از جمله: شكسته شدن پهلو، ورم بازو، صورت سيلى خورده و سقط جنين، حدود90 روز بسترى بود. ناگفته پيداست كه چنين بيمارى، نياز به پرستار دارد، لذا حضرت زينب در سن 5 سالگى از مادر پذيرايى و پرستارى مى كرد و متاسفانه طولى نكشيد كه به فراق مادر مبتلا گرديد.

هوش و ذكاوت:

صاحب كتاب اساور من ذهب درباره حافظه و ذكاوت آن بانوى بزرگوار چنین می نویسد:
  • در اهمیت هوش و ذكاوت آن بانوى بزرگوار همین بس كه خطبه طولانى و بلندى را كه حضرت صدیقه كبرى فاطمه زهرا (س) در دفاع از حق امیرالمؤمنین (ع) و غصب فدك در حضور اصحاب پیغمبر اكرم (ص) ایراد فرمودند، حضرت زینب (س) روایت فرموده است.
  • و ابن عباس با آن جلالت قدر و علو مرتبه در حدیث و علم، از آن حضرت روایت نموده و از آن حضرت به عقیله تعبیر می كند. چنانچه ابوالفرج اصفهانى در مقاتل می نویسد: ابن عباس خطبه حضرت فاطمه (س) را از حضرت زینب (س) روایت كرده و می گوید: حدثتنى عقیلتنا زینب بنت على علیهالسّلام>>
دقت كنیم كه حضرت زینب علیها السلام با اینكه دخترى خردسال (یعنى هفت ساله و یا كمتر) بود، این خطبه عجیب و غرّاء كه محتواى معارف اسلامى و فسلفه احكام و مطالب زیادى است را با یك مرتبه شنیدن حفظ كرده، و خود یكى از راویان این خطبه بلیغه و غراء می باشد.

فصاحت و بلاغت:

كلمات دربار و فرمایشات گهربار آن حضرت در خطبه هایى كه از آن حضرت روایت شده خود قویترین دلیل بر كمال فصاحت و بلاغت آن بانوى بزرگوار می باشد. همان بانویى كه امام سجاد علیهالسّلام در حق ایشان فرمودند: <<اَنْتِ بِحَمدِ اللّهِ عالِمَةٌ غَیرَ مُعَلَّمَة وَ فَهِمَةٌ غَیرَ مُفَهَّمَة>> یعنى: <<اى عمّه! شما الحمد للّه بانوى دانشمندى هستید كه تعلیم ندیده، و بانوى فهمیده اى هستید كه بشرى تو را تفهیم ننموده است>>.
در اینجا مرورى كوتاه به قسمتى از خطبه آن حضرت در مجلس یزید كه یكى از بزرگترین حركتهاى آن حضرت، در واقعه كربلا بود كه دستگاه حكومت بنى امیه را به شدّت لرزاند، می كنیم:
  • به خدا قسم اى یزید، هر چه كردى بازگشت آن به سوى خودت خواهد بود، چرا كه تو جز پوست خود نشكافتى و جز گوشت خود ندریدى.
  • اى یزید! در آن روزى كه خداوند بدنهاى پاك شهیدانمان را حاضر می كند تا حقوق خود را از ستمگر بستاند، تو بر رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم وارد خواهى شد، امّا می دانى در چه حالى؟ در حالیكه خون عزیزان او را ریخته و حرمت ذرّیه او را از بین برده اى. آرى اى یزید! از این پیروزى ظاهرى كه به دست آورده اى، غرق شادى مشو، و آن عزیزان را كه در كربلا به خاك و خون كشیده اى، مغلوب و مرده مپندار. كه خداوند می فرماید: (كسانى را كه در راه خدا شهید شده اند مرده مپندارید. بلكه آنان زنده اند و در نزد خداى خود روزى می خورند). آل عمران: 169
  • اى یزید! براى تو همین بس كه حاكم در آن روز خداوند، و دشمن تو پیامبر خدا، و یاور و پشتیبان اهل بیت جبرئیل باشد. و به زودى كسى كه این مقام را براى تو زینت داده و تو را بر گردن مسلمین سوار كرده است (یعنى معاویه)، خواهد دانست كه چه جانشین بدى براى خود تعیین كرده و در روز جزا درخواهید یافت كه بدترین مكان از آنِ كیست؟ و بدبختى و ضعف و زبونى شامل چه افرادى خواهد شد.

كرامات:

به غیر از انوار مقدسه چهارده معصوم علیهم السّلام، در میان خاندان رسالت و اهل بیت گرامى پیامبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم، افرادى هستند كه در نزد خداوند متعال داراى رتبه و منزلت رفیع و والایى می باشند و توسل به ایشان، موجب گشایش مشكلات و معضلات امور دیگران است. مانند حضرت اباالفضل علیه السلام كه حتى در موارد زیادى، مسیحیان به آن حضرت متوسل شده و به بركت توسل به آن حضرت، مشكلاتشان حل گردیده و به حوائج و خواسته هاى خویش نائل گردیده اند.
حضرت زینب سلام اللّه علیها نیز بانویى بزرگوار از این دودمان پاك است كه توسل به آن حضرت براى حل مشكلات بزرگ بسیار تجربه شده است و كرامات بسیارى از آن بانوى گرامى نقل شده است.
به عنوان مثال شبلنجى یكى از علماى اهل تسنّن در نورالابصار می نویسد:
  • <<شیخ عبدالرحمن اجهورى مقرى در كتابش مشارق الانوار می گوید: در سال هزار و صد و هفتاد دچار مشكل بسیار سختى شدم و به روضه (قبر مطهر و نورانی) حضرت زینب علیها السلام متوسل شدم و قصیده اى در مدح آن حضرت سرودم كه مطلع آن چنین بود: <<آلِ طاها لَكُمْ عَلَینَا الْوِلاءُ لا سِواكُمْ بِما لَكُمْ آلآء>>.و خدا به بركت آن بانوى گرامى مشكل مرا حل كرد.

زينب عالمه بود:

امام سجاد (ع) خطاب به عقيله بنى هاشم، زينب كبرى (س) مى فرمايند: <<يا عمة انت بحمد الله عالمة غير معلمة، و فهمة غير مفهمة>>؛
عمه جان ! تو عالمه اى هستى بدون اينكه معلم داشته باشى، و فهميده اى هستى بى آن كه كسى مطالب را به تو فهمانده باشد.

زينب محدثه بود:

از سخنان فاضل دربندى (متوفى سال 1286 هجرى) و جز او از عالمان ديگر، ظاهر و هويدا است كه آن خاتون دو سرا، حضرت زينب كبرى (س)، علم منايا و بلايا (مرگ ها و پيشامدهاى سخت) را مى دانسته، و فرمايش امام سجاد (ع) به او: <<یا عمة انت بحمد الله عالمة غير معلمة، و فهمة غير مفهمة>>.
دليل و راهنما است به اين كه زينب دختر اميرالمؤ منين (س) محدثه بوده، يعنى همه چيز (از جانب خداى تبارك و تعالى) به او الهام مى شده و در دلش آشكار مى گشته است. همچنين علم و دانش او از علوم لدنية (علومى كه از استاد فرا نگرفته، بلكه از جانب خداى عزوجل) بوده است.

عقيله بنى هاشم:

در برخى از روايات است كه او مجلس علمى داشت و ن به قصد آموختن احكام دين نزد او مى رفتند. اين صفات برجسته كه براى هيچ يك از ن معاصر او فراهم نشده است، زينب را از ديگران ممتاز ساخت؛ چنان كه او را <<عقيله بنى هاشم>> مى گفتند و از وى حديث فرا مى گرفتند.
  • ابن عباس از او حديث كند و گويد: <<عقيله ما، زينب دختر على (ع) حديث كرد. و اين لقب بر او ماند؛ چنان كه به عقيله معروف گشت و فرزندان وى را بنى عقيله گفتند>>.

ازدواج با عبدالله بن جعفر:

وقتى كه زینب به سن ازدواج رسید، على براى او كسى را كه در شرافتrlm; خانوادگىrlm;، شایستگى همسرى او را داشت rlm;برگزید، خواستگاران فراوانى از جوانان محترم و ثروتمند بنىrlm;هاشم و قریش براى زینب مىrlm;آمدند، ولى براى نوگل خاندان پیغمبر وبانوى خردمند بنىrlm;هاشم، عبداللهrlm; بن جعفر از همه شایسته rlm;تر بود.
  • پدر عبدالله، جعفربن ابىrlm;طالب است كه ذوالجناحین (داراى دو بال) و ابوالمساكین (پدر بینوایان) لقب یافت. جعفر، برادر تنى على و محبوب پیغمبر بود.
  • ابوهریره در باره جعفر مىrlm;گوید: پس از رسول خدا(ص)، بهتر از جعفربن ابىrlm;طالب كسى نبود.
  • جعفر هنگام ستمگرى و سختگیرى قریش، براى حفظ دینش به حبشهrlm;هجرت كرد، و وقتى كه از حبشه با عدهrlm;اى از مسلمانان به مدینه بازگشت، رسیدن او به مدینه با فتح خیبر مصادف شد، رسول خدا، جعفر را در بغل گرفت و بوسید و چنین گفت: <<نمىrlm;دانم از آمدن جعفر دلrlm;شادترم و یا از فتح خیبر>>.
  • و نیز از رسول خدا (ص) شنیده شد كه مىrlm;فرمود: <<مردم از ریشهrlm;هاى گوناگون هستند، و من و جعفر از یك ریشه هستیمrlm;>>.
شوهر زینب، عبداللهrlm;بن جعفر، در حبشه متولد شد. عبدالله، نخستین نوزاد است rlm;از مسلمانان مهاجر به حبشه كه در آن دیار به دنیا آمده است.
  • ابن حجر در اصابه (4) نقل مىrlm;كند كه رسول خدا فرمود: <<خوى و خلقت عبدالله بهrlm; من مىrlm;ماند>> سپس دست راست عبدالله را گرفته وچنین فرمود: <<بارالها! خاندان جعفر را برقرار بدار و كسب و كار را براى عبدالله مبارك گردانrlm;>>.این جمله را سه بار مكرر مىrlm;كند. و سپس مىrlm;فرماید: << من در دنیا و آخرت سرور آن ها هستمrlm;>>.
عبدالله مردى بود بزرگ، جوان مرد، دلیر، پاكrlm;دامن، و مركز جود و سخا نامیدهrlm;شد; احسان فروشى نمىrlm;كرد و نیكى را نمىrlm;فروخت و هیچ مستمندى را از درخانهrlm;اش ناامید بر نمىrlm;گردانید. محمدبنrlm;سیرین مىrlm;گوید: بازرگانى شكرى به مدینه آورد و به فروش نرفت. این خبر به عبدالله بن جعفررسید. به پیشrlm;كارش فرمان داد كه آن شكر را بخرد و به مردم ببخشد.
یزید بن معاویه مال گزافى به طور هدیه براى او فرستاد. موقعى كه مال به دستrlm; عبدالله رسید، آن را میان اهل مدینه قسمت كرد و از آن به منزل خود هیچ نبرد.
  • این شعر عبداللهrlm;بن قیس رقیات است كه مىrlm;گوید: من مانند فرزند نامدار و سفید بخت جعفر هستم. او چون مىrlm;دانست كه مال باقىrlm;نخواهد ماند، به مستمندان و بیچارگان ببخشید و نام خود را جاویدان كرد.
  • و این سخن عبداللهrlm; بن ضرار است كه در ستایش عبداللهrlm; مى گوید: اى فرزند جعفر، تو بهترین جوان مردان هستى و براى هر كس كه در خانهrlm;ات را بزند و فرود آید بهترین میزبانى.میهمانانى بسیار در نیمه شب به خانه تو آمدند، هر غذایى كه خواستند آماده بود وچه سخنان شیرینى از تو شنیدند و چه گشاده رویىrlm;هایى از تو بدیدند.
  • ابن قتیبه در عیونrlm;الاخبار نقل مىrlm;كند (5) كه هنگامىrlm;كه معاویه از مكه باز مىrlm;گشت، به مدینه آمد و هدایا و مال بسیارى براى حسن و حسین و عبداللهrlm;بنrlm;جعفر و محترمانrlm;دیگر قریش فرستاد. به فرستادگان سفارش كرد كه پس از رسانیدن مال، قدرى درنگ كنند و ببینند هر كدام با هدایاى خود چه مىrlm;كنند. وقتى كه فرستادگان رفتند كه هدایا را برسانند، معاویه به اطرافیان خود روى كرده، چنین گفت: اگر بخواهید، بهrlm;شما مىrlm;گویم كه هر كس با هدیهrlm;اش چه خواهد كرد. اما حسن، مقدارى از عطریات هدیهrlm;اش را به ن خود داده و بقیه را به هر كسrlm;كه نزد او بود، مىrlm;بخشد. اما حسین، از كسانى كه پدرانشان در صفین كشته شده و یتیم شدهrlm;اند، شروعrlm; مىrlm;كند، اگر چیزى بماند، شترهایى قربانى كرده و تقسیم مىrlm;كند و شیر تهیه كردهrlm; به مردم مىrlm;دهد. اما عبداللهrlm;بن جعفر، به غلام خود مىrlm;گوید: بدیح، قرضrlm;هاى مرا ادا كن و اگرچیزى ماند وعدهrlm;هایى كه به مردم دادهrlm;ام انجام بده. و اما فلان.تا آخر. فرستادگان كه بازگشتند و هر چه دیده بودند گزارش دادند، همانrlm;طور بود كهrlm; معاویه گفته بود. عبدالله در بخششrlm;هاى خود اسراف مىrlm;كرد، و از آن كه مالش از میان برود و یا بهrlm; دشمنانش برسد ابایى نداشت. اگر در كفش بهrlm; جز جانش نباشد، همان را خواهد بخشید، حاجتمند باید از خداىrlm; بپرهیزد كه آن را تقاضا نكند.
شویى مبارك بارور شد; زینب دختر زهرا براى عبدالله بن جعفر چهار پسرآورد: على، محمد، عون اكبر، عباس، هم چنان كه دو دختر آورد كه یكى از آن دو امrlm;كلثوم است كه معاویه با زیركى ى خود مىrlm;خواست او را به همسرى یزید در آورد، تا از پشتیبانى بنىrlm;هاشم استفاده كند. عبدالله، اختیار دختر را بهrlm; دستrlm;خالوىrlm; او امام حسین داد، آن حضرت هم دختر را به پسر عمویش قاسمrlm; بن محمد بنrlm; جعفر بن rlm;ابىrlm; طالب تزویج كرد.
ازدواج زینب میان او و پدر و برادرانش جدایى نینداخت، محبت امام علىrlm; به دختر و برادر زادهrlm;اش به اندازهrlm;اى بود كه آن دو را همrlm;چنان نزد خود نگاه داشت تا وقتى كه على زمامrlm; دار مسلمانان شد و كوفه را پایتخت قرار داد، آن دو با آن حضرتrlm; به كوفه آمدند و در مركز خلافت زیر سایه امیرالمؤمنین مىrlm;زیستند.
در جنگrlm;هاى آن حضرت، عبدالله در كنار عموى خود ایستاده و نبرد مىrlm;كرد و یكى از سرداران آن حضرت در صفین بود.
مردم كه مىrlm;دانستند عبدالله نزد دودمان پیغمبر ارزش و احترامى دارد، او را وسیلهrlm;اى پیش امیرالمؤمنین و دو فرزندش حسن و حسین قرار مىrlm;دادند; چون كهrlm;خواهش او رد نمىrlm;شد و امیدش ناامید نمىrlm;گردید.
  • در اصابه از محمدبن سیرین نقل مىrlm;كند كه یكى از دهقانان اراضى سواد (6) ازعبدالله خواست كه در باره حاجتى باعلى سخن گوید، على حاجت آن مرد را برآورد. آن مرد چهل هزار براى عبدالله فرستاد، عبدالله آن را نپذیرفت و چنینrlm;گفت: مانیكوكارى را نمىrlm;فروشیم. (7)
  • ابوالفرج اصفهانى در مقاتل الطالبیین (8) نقل مىrlm;كند: وقتى كه حسنrlm; بن علىrlm;از دنیا رفت، اهل بیت پیغمبر بنا بر وصیتى كه امام حسنrlm; نموده بود خواستند كه آن حضرت را در كنار رسول خدا بهrlm; خاك سپارند، بنىrlm;امیه اسلحه پوشیده و مانع شدند و مروان حكم چنین مىrlm;گفت: چه جنگrlm;هایى كه از صلح بهتر است؟ آیا عثمان را در دورترین نقاط بقیع دفنrlm; كنند، ولى حسن در خانه رسول خدا (ص) دفن شود؟ تا من بتوانم شمشیر بردارم، هرگز این كار نخواهد شد. حسین نپذیرفت و گفت: چارهrlm;اى نیست جز آن كه برادرش در كنار جدش rlm;به خاك سپرده شود. نزدیك بود فتنهrlm;اى روى دهد، اگر عبدالله جعفر پا در میان rlm;نمىrlm;گذاشت. او به پسر عمویش حسین عرض كرد: تو را به حق من كه كلمهrlm;اى برزبان نیاورى. عبدالله، عمو زاده خود حسن را به سوى بقیع برد و در همان جایى كه مادرشrlm; زهرا بهrlm;خاك سپرده شده بود (9) دفن گردید (10) و مروان حكم بازگشت.

زینب در آغاز جوانى چگونه بوده است؟

مراجع تاریخى از وصف رخساره زینب در این اوقات خوددارى مىrlm;كنند; زیرا كه او در خانه و رو بسته زندگى مىrlm;كرده و ما نمىrlm;توانیم مگر از پشت پرده وى را بنگریم.
  • ولى پس از گذشتن دهrlm;ها سال از این تاریخ، زینب از خانه بیرون مىrlm;آید و مصیبتrlm; جانگداز كربلا او را به ما نشان مىrlm;دهد و كسىrlm;كه او را به چشم، دیده، براى ما وصفشrlm; مىrlm;كند و چنین مىrlm;گوید: گویا مىrlm;بینم زنى را كه مانند خورشید مىrlm;درخشید و با شتاب از خیمهrlm;گاه بیرون مىrlm;آمد. (11)پرسیدم: او كیست؟ گفتند: زینب دختر علىrlm; است.
  • هنگامى كه زینب پس از شهادت امام حسین به مصر مىrlm;رود، عبدالله بن ایوبrlm;انصارى در وصفش مىrlm;گوید: .به خدا كه من صورتى مانند آن ندیدم، گویا پارهrlm;اى از ماه بود.
در صورتى كه این بانوى بزرگ در آن وقت در پنجاه و پنجمین سال زندگى خود بود، غریب بود، خسته و كوفته بود، مصیبتrlm;زده و داغ دیده بود، پس جمال زینب در آغاز جوانى پیش از آن كه سالمند بشود، و مصایب جانگداز خوردش كند و جامrlm;داغ دیدگى را تا پایان بدو بنوشاند، چگونه بوده است؟!

شخصیت زینب:

بهتر است كه -در این جا نیز- منتظر شویم تا حوادثrlm;، از دلیرى و پایدارى او پرده بردارد، و او را در بهترین نمونه از دلاورى و زیربار ظلمrlm; نرفتن و بزرگ منشى به ما بنمایاند.
به همین زودى تعجب مورخان از ایستادگى زینب واستقامت او در برابر یزید بنrlm; معاویه آشكار مىrlm;شود.
  • ابن حجر در اصابه براى ما مطلبى نقل مىrlm;كند كه از قدرت زینب در سخن و نیرومندىrlm;اش در استدلال خبر مىrlm;دهد. (12) و در آینده نزدیكى مردم آن عصر در كربلا و در مجلس استانrlm;دار كوفه و مجلسrlm; یزید بن معاویه سخنانى از زینب مىrlm;شنوند كه فصاحت و بلاغتش همه را متعجبrlm; مىrlm;كند، به همان اندازهrlm;اى كه امروز ما را به تعجب مىrlm;اندازد و همگى به فوقrlm;العادگىrlm; او و سخنورى او و سحر بیانش گواهى مىrlm;دهند.
  • جاحظ در كتاب البیان و التبیین از خزیمه اسدى نقل مىrlm;كند: پس از شهادت امام حسین وارد كوفه شدم و سخنان پر مغز و شیواى زینب را شنیدم، من ناطقrlm;تر و گویندهrlm;تر از او زنى را ندیدم. گویا از زبان امیرالمؤمنین علىrlm;بنrlm;ابىrlm;طالب سخن مىrlm;گفت.
  • این شمایل زینب استrlm; به طورى كه او را در كربلا دیدهrlm;ایم، و چنان كه در زمانrlm;جوانىrlm;اش نمونهrlm;اى از فضایل براى ما نمایان شده، زیرا مىrlm;شنویم كه او در مهربانى و رقت قلب به مادرش و در دانش و پرهیزگارى به پدر مانند بوده.
  • و چنان كه بعضى از روایات مىrlm;گوید: زینب داراى مجلس علمى ارجمندى بودهrlm; كه نى كه مىrlm;خواستند احكام دین را بیاموزند، در آن مجلس حاضر مىrlm;شده و كسبrlm; دانش مىrlm;كردهrlm;اند.
  • صفات برجستهrlm;اى در زینب جمع بوده كه هیچ یك از ن عصر او دارا نبودهrlm;اند، لذاست كه <<بانوى خردمند بنىrlm;هاشمrlm;>> گردید. ابنrlm;عباس كه از او روایت مىrlm;كند، مىrlm;گوید: <<بانوى خردمند ما زینب دختر على چنین گفتrlm;>>.
  • زینب، بدین لقب به طورى معروف شده بود كه وقتى <<بانوى خردمند>> مىrlm;گفتند، زینب فهیمده مىrlm;شد. فرزندان او به چنین لقبى افتخار مىrlm;كردند و به <<زادگان بانوىrlm;خردمند>> شناخته شده بودند.

شهادت آن حضرت:

حضرت زینب سلام الله علیها در شب یك شنبه 15 رجب سال 63 هجرى قمرى در ضمن سفرى كه به همراه همسر گرامیشان عبداللّه بن جعفر به شام رفته بودند، به شهادت رسیده و بدن مطهر آن بانوى بزرگوار در همانجا دفن گردید. و مزار ملكوتى آن حضرت اینك زیارتگاه عاشقان و ارادتمندان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السّلام می باشد.

القاب حضرت زينب (س):

عالمه غير معلمه داناى نياموخته
فهمة غير مفهمه فهميده بى آموزگار
كعبة الرزايا قبله رنجها
نائبة اهراء جانشين و نماينده حضرت زهرا (س)
نائبة الحسين جانشين و نماينده حضرت حسين (ع)
مليكة الدنيا ملكه جان، شهبانوى گيتى
عقيلة النساء خردمند بانوان
عديلة الخامس من اهل الكساء همتاى پنجمين نفر از اهل كساء
شريكة الشهيد انباز شهيد
كفيلة السجاد سرپرست حضرت سجاد
ناموس رواق العظمه ناموس حريم عظمت و كبريايى
سية العقائل بانوى بانوان خردمند
سر ابيها راز پدرش على (ع)
سلالة الولاية فشرده و خلاصه و چكيده ولايت
و ليدة الفصاحة زاده شيوا سخنى
شقيقة الحسن دلسوز و غمخوار حضرت حسن (ع)
عقيلى خدر الرسالة خردمند پرده نشينان رسالت
رضيعة ثدى الولاية كسى كه از ولايت شير خورده
بليغة سخنور رسا
فصيحة سخنور گويا
صديقة الصغرى راستگوى كوچك (در مقابل صديقه كبرى)
الموثقة بانوى مورد اطمينان
عقيلة الطالبين بانوى خردمند از خاندان حضرت ابوطالب (و در بين طالبيان)
الفاضلة بانوى با فضيلت
الكاملة بانوى تام و كامل
عابدة آل على پارساى خاندان على
عقلية الوحى بانوى خردمند وحى
شمسة قلادة الجلالة خورشيد منظومه بزرگوارى و شكوه
نجمة سماء النبالة ستاره آسمان شرف و كرامت
المعصومة الصغرى پاك و مطهره كوچك
قرينة النوائب همدم و همراه ناگوارى ها
محبوبة المصطفى مورد محبت و محبوب حضرت رسول (ص)
قرة عين المرتضى نور چشم حضرت على (ع)
صابرة محتسبة پايدارى كننده به حساب خداوند براى خداوند
عقيلة النبوة بانوى خردمند پيامبرى
ربة خدر القدس پرونده پرده نشينان پاكى و تقديس
قبلة البرايا كعبه آفريدگان
رضيعة الوحى كسى كه از وحى شير مكيده است
باب حطة الخطايا دروازه آمرزش گناهان
حفرة على و فاطمه مركز جمع آورى دوستى و محبت على (ع) و فاطمه (س)
ربيعة الفضل پيش زاده فضيلت و برترى
بطلة كربلاء قهرمان كربلا
عظيمة بلواها بانويى كه امتحانش بس بزرگ بود
عقلية القريش بانوى خردمند از قريش
الباكية بانوى گريان
سليلة اهراء چكيده و خلاصه حضرت زهرا (س)
امنية الله امانت دار الهى
آية من آيات الله نشانى از نشانه هاى خداوند
مظلومة و حيدة ستمديده بى كس

پی نوشتها:

1) از تحقيق در تواريخ بهrlm;دست مىrlm;آيد كه فرماندهrlm;اول جعفر بوده و سپس زيد.(مترجم).

2) بعضى از مورخان معتبر نقل كردهrlm;اند كه نخستين فرماندهىrlm;كه از طرف پيغمبر تعيين شدهrlm;بود، جعفر بودو زيدبن حارثه فرمانده دوم بود. از اشعار عباس بن مرداس كه در مرثيه آن ها گفته و سيره ابن هشام، نقلrlm;مىrlm;كند نيز، چنين مستفاد مىrlm;شود. (مترجم).
3) الاستيعاب، ج 4، ص 230-231.
4) ج 3، ص 49.
5) ج 3، ص 40.
6) زمينrlm;هاى سبز و خرم را سواد گويند كه بيشتر در عراق عرب بود. دهقان يعنى ارباب ملك. (مترجم).
7) الاصابة ، ج 2، ص 281.
8) ص 74.
9) قبلا تذكر داده شد كه بودن قبر زهرا در بقيع كاملا موردترديد است.(مترجم).
10) بردن جنازه امام حسن به بقيع وسكوت حسين (ع) دراثروصيت امام حسن (ع) بوده. كاملrlm;ابنrlm;اثير، جrlm;3،ص 228. (مترجم).
11) تاريخ طبرى، ج 4، ص 340-341.
12) الاصابة، ج 4، ص 314 و 315 و 510

رحلت امام خمینی (ره) و قیام خونین 15 خرداد ماه

ولادت امام حسن مجتبی ( ع )

دعاي امام سجاد (ع) هنگام حلول ماه رمضان

كه ,حضرت ,زینب ,تو ,خطبه ,اى ,آن حضرت ,حضرت زینب ,آن بانوى ,از آن ,را كه ,سلام اللّه علیها

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی